خدایا لااقل فرصت بده حرف ها از دهن ما بیاد بیرون بعد قوانین مورفی را اعمال کن!
پی نوشت: تنها قوانین با ثبات جهان طبیعت اند که شرایط زمانی و مکانی و … هیچ تاثیری در آنها ندارد!

خدایا لااقل فرصت بده حرف ها از دهن ما بیاد بیرون بعد قوانین مورفی را اعمال کن!
پی نوشت: تنها قوانین با ثبات جهان طبیعت اند که شرایط زمانی و مکانی و … هیچ تاثیری در آنها ندارد!
خوشحالم که هر وقت احساس می کنم دوستت دارم کاری می کنی که ثابت شود برایم هیچ موجود زمینی را نباید دوست داشت!
دلم می گیرد البته…
گنه کردم گناهی پر ز لذت
کنار پیکری لرزان و مدهوش
خداوندا چه می دانم چه کردم
در آن خلوتگه تاریک و خاموش
در آن خلوتگه تاریک و خاموش
نگه کردم به چشم پر ز رازش
دلم در سینه بی تابانه لرزید
ز خواهش های چشم پر نیازش
در آن خلوتگه تاریک و خاموش
پریشان در کنار او نشستم
لبش بر روی لبهایم هوس ریخت
ز اندوه دل دیوانه رستم
فرو خواندم به گوشش قصه عشق
تو را می خواهم ای جانانه من
تو را می خواهم ای آغوش جان بخش
تو را ای عاشق دیوانه من
هوس در دیدگانش شعله افروخت
شراب سرخ در پیمانه رقصید
تن من در میان بستر نرم
بروی سینه اش مستانه لرزید
گنه کردم گناهی پر ز لذت
در آغوشی که گرم و آتشین بود
گنه کردم میان بازوانی
که داغ و کینه جوی و آهنین بود
پی نوشت: به مناسبت تولد فروغ فرخزاد، البته با یک روز تاخیر
…
زمان گذشت
زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت
ساعت چهار بار نواخت
امروز روز اول دیماه است
من راز فصلها را میدانم
و حرف لحظهها را میفهمم
نجاتدهنده در گور خفته است
و خاک، خاک پذیرنده
اشارتیست به آرامش
…
فروغ فرخزاد-ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
–چند وقتیه که دور گردون سر ناسازگاری داره با ما!
–به درک که ناسازگاره! اصلا گور بابای زندگی
پی نوشت: از مکالمات من و خودم
وقتی قرار نیست خوابت ببره، با هزار تا لورازپام و دیازپام و کوفت و زهرمار دیگه هم خوابت نمیبره!
پینوشت: دلی که تنگه رو به زور دیازپام نمیشه خوابوند…